تبلیغات

قالب بلاگفا

موسیقی قالب وبلاگ
روزای من - آرش کمانگیـــــــــر
هرکی درد دل داره یا سنگ صبوره بیاید اینجا

آرش کمانگیـــــــــر

دوشنبه 27 دی 1389 06:16 ب.ظ

نویسنده : ابجی هستی

آرش گفت: زمین کوچک است.

 تیر و کمانی می خواهم تا جهان را بزرگ کنم

بهْ‌‌آفرید گفت:

 بیا عاشق شویم.

 جهان بزرگ خواهد شد، بی تیر و بی کمان

. بهْ‌آفرید کمانی به قامت رنگین کمان داشت و تیری به بلندای ستاره.

کمانش دلش بود و تیرش عشق.
بهْ‌آفرید گفت:

 از این کمان تیری بینداز، این تیر ملکوت را به زمین می دوزد
آرش اما کمانش غیرتش بود و جز خود تیری نداشت
آرش می گفت : جهان به عیاران محتاج تر است تا به عاشقان

 وقتی که عاشقی تنها تیری برای خودت می اندازی و جهان خودت را می گستری

 اما وقتی عیاری، خودت تیری

 پرتاب می شوی

تا جهان برای دیگران وسعت یابد
بهْ‌آفرید گفت :

 کاش عاشقان همان عیاران بودند و عیاران همان عاشقان
آن گاه کمان دل و تیر عشقش را به آرش داد
و چنین شد که کمان آرش رنگین شد و قامتش به بلندای ستاره
و تیری انداخت.

 تیری که هزاران سال است می رود
اما هیچ کس  نمی داند که اگر بهْ‌آفرید نبود

آیا باز هم  تیر آرش این همه دور می رفت ؟




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 27 دی 1389 06:43 ب.ظ



قالب بلاگفا

موسیقی قالب وبلاگ
افزایش آمار